33رکورد در مدت زمان 0.109ثانیه
عبارت مورد جستجو :
منطقی 1 خرداد 1395 13:2
چکیده نظام منطقی رواقی- مگاری، سیستمی است غیر ارسطویی که به تدریج توسط سه حوزه ی الیایی، مگاری و رواقی شکل گرفته است. این سه حوزه به ترتیب از لحاظ تاریخی در راستا و امتداد یکدیگر بودند و هر یک به نوعی مباحثی از منطق را مطرح کردند که مورد توجه ارسطو نبود. از این رو روابط تاریخی بین این سه حوزه ی مذکور و نقشی که هریک به لحاظ مبانی منطقی رواقی – مگاری ایفا نمودند با اهمیت است، زیرا قسمت مهمی از تاریخ منطق را روشن می سازد. هم چنین بحث در مورد منابعی که مورد استناد مورخان و تحلیل گران تاریخ منطق است و زمینه ی چنین پژوهشی را فراهم می کند، کاملاً ضروری است. این ضرورت هنگامی احساس می شود که بدانیم تمام رساله ها و کتاب هایی که توسط مگاری ها و رواقی ها نگارش شده، از بین رفته است و چیزی از آن ها موجود نیست. ما در این مقاله سعی نمودیم که چگونگی سیر شکل گیری منطقی رواقی – مگاری و مراحل تاریخی آن را به لحاظ نقشی که حوزه های مختلف فلسفی – منطقی داشتند، مشخص نماییم.
منطقی 4 شهریور 1394 0:28
زبان طبیعی و تفکرات فلسفی، در منطق قدیم نقش اساسی ایفا نموده است، از این رو دیدگاه های منطقیون بزرگ ما، هم چون ابن سینا، قطب الدین رازی و خواجه نصیرالدین طوسی، در بعضی از مباحث بنیادی منطق، صوری محض و منطقی صرف نبوده است؛ و گاهی در این دیدگاه ها، تعارضاتی مشاهده می شود که ناشی از تأثیر همین عوامل برون منطقی است. ما در این مقاله برآنیم تا این تأثیرات را در مورد یکی از بنیادترین مسائل منطق یعنی مسأله ی «مصداق» و «مفهوم» و جایگاه منطقی آن در منطق قدیم، بررسی کنیم.
تست pdf 22 تیر 1394 10:38
تست pdf
تست pdf 22 تیر 1394 10:37
تست pdf
نهج البلاغه 11 بهمن 1393 0:8
همه چیز برابر خدا خاشع، و همه چیز با یارى او، بر جاى مانده است.
فلسفی 11 بهمن 1393 23:59
نظریه ی صدور، در مکاتب فلسفی جهت تبیین چگونگی پیدایش کثیر از واحد بسیط طراحی شده است. و می پرسد که آن چه عین وحدت است و هیچ شائبه ای از کثرت و دوگانگی در ذاتش نیست، چگونه مبدأ و منشأ این همه اختلاف ها و چندگانگی ها و رنگارنگی ها می شود؟ و چگونه این کثرات از او شرف صدور یافته و پا به عرصه ی ظهور نهاده اند. ابن سینا نیز به عنوان یک فیلسوف برجسته که از یک طرف قائل به مبدأ واحدی برای همه کثرات بود و از طرف دیگر آن مبدأ واحد را عاری از هر نوع ترکب و تکثر درون- ذاتی، می دانست، گریزی از این سؤال نداشت. اما این سؤال – با توجه به این که در کتب و مقالات متعدد مورد بحث واقع شده –مسئله ی ما در این مقاله نیست. آنچه در این مقاله درصدد تبیین آن هستیم این است که نظریه پردازی ابن سینا در نظریه ی فیضیا صدور، بر اساس چه الگوی فلسفی، صورت گرفته است؟ به عبارت دیگر: ابن سینا در قالب چه مکتب فلسفی و بر مبنای کدام طرز تفکر فلسفی، اندیشیده و نظریه ی خود را ساخته و پرداخته کرده است؟ آیا الگوی ابن سینا، در این زمینه ی ارسطویی یا افلوطینی بوده است؟ و البته اگر شق سومی یعنی سینوی بودن الگوی ابن سینا را بپذیریم، معنای آن چنین است که ابن-سینا طرز تفکر خاص خود را داشته در قالب آن طرح، به مشکلات مسئله ی خلقت و چگونگی صدور کثیر از واحد پرداخته و سرانجام به نظریه ی نوین و ابتکاری دست یافته است. البته ممکن است بعضی نیز متمایل به این نظریه باشند که نظریه ی صدور ابن سینا یک طرح تلفیقی و التقاطی است، به این صورت که وی در قالب جهان بینی اسلامی، یک طرح فلسفی را مرکب از نظریه ی عقول ارسطویی نظریه ی افلاک بطلمیوس و نظریه ی صدور افلوطینی طراحی کرده است. سؤال اصلی ما در مقاله ی حاضر، این است که نظر قابل قبول در باب نظریه ی صدور ابن سینا چیست؟ در این نوشتار ما سعی کردیم برای رسیدن به جواب، از زاویه ی جدیدی به مسئله ی صدور نگاه کنیم و آن گاه اصالت نظریه ی صدور ابن سینا و ابداعی بودن آن را نسبت به تفکر مشائی یونانی و مسلک اشراقی یونانی مآبی، بر کرسی تحقیق بنشانیم. البته بررسی نقش فارابی و تعیین دایره ی تأثیرات او را بر ابن سینا ( در باب نظریه ی صدور) نمی توان به اجمال برگزار کرد؛ و بنابراین نمی توان در ضمن مقاله ی حاضر، بدان پرداخت.
ستایش مخصوص خداوندی است که با آفرینش بندگان ، بر هستی خود راهنمایی فرمود...
فلسفی 3 مهر 1393 13:52
ملاصدرا شاید تنها فیلسوف در عالم اسلام باشد که هنر را به عنوان صنعت شناخته و در عین حال با دیدی زیبایی­ شناسانه به هنر، آن را به صنایع لطیفه تعبیر کرده است. وی با توجه با آثار روان شناختی و جامعه شناختی هنر در جامعه و نیز تحولات ناشی از رواج تعلیم و تعلم صنایع لطیفه، معتقد است قومی که این صنایع را در بین آن­ها رواج داشته است، زمینه های بیشتری را برای توجه به خداوند و زیبایی­ های او دارند و عشق­ های پاک انسانی در چنین جوامعی بروز بیشتری دارد. در این مقاله با توجه به این بُعد از فلسفه­ ی ملاصدرا، مبانی فلسفی وی درباره­ ی هنر، حکمت هنر و زیبایی­ شناسی هنری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
نهج البلاغه 21 مرداد 1393 20:46
در رابطه با خطبه اول نهج البلاغه است ..
فلسفی 21 مرداد 1393 20:35
در اصفهان از همان ابتدا که به عنوان پایتخت حکومت صفوی انتخاب شد و علما و متفکران به اصفهان مهاجرت کردند، حوزه های متنوعی در عرصه ی علوم عقلی تشکیل گردید. حداقل می دانیم که سه حوزه ی متفاوت با محوریت سه شخصیت بزرگ علمی، در اصفهان دائر گردید که عبارت بودند از شیخ بهایی، میرداماد و میرفندرسکی. دو حوزه ی اخیر هریک مبدأ جریان فکری –فلسفی خاصی شدند که تدریجاً اختلافات بینشی و نگرشی بین آن دو افزایش یافت و سرانجام دو مکتب فلسفی را پدید آورد. جریان فلسفی، میرداماد به سرعت گسترش پیدا کرد و از اصفهان و حتی ایران فراتر رفت و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و فلسفی آن بسیار بیشتر از جریانی بود که با میرفندرسکی آغاز شد. این دو جریان فلسفی، در نقطه ی آغازین خود به صورت دو مکتب فلسفی ظاهر نشدند و هریک فراز و نشیب هایی را طی کردند و مبادی فکری –فلسفی هریک به تدریج، قوام پیدا کرد و آن گاه به صورت دو طرز تفکر متمایز از هم، ظاهر گردید. دوره ی فلسفی اصفهان، با توجه به شاخصه های اصیل خود، سرفصلی در تاریخ فلسفه ی اسلامی و به کلی متمایز از دوره های قبل از خود، از جمله دوره ی شیراز بود.
  • تعداد رکوردها : 33